36- تابستان خود را چگونه گذراندید؟

بیکارم و سرم شلوغه.متاسفانه اوقات بیکاریمم بیشتر تلگرام پر میکنه تا چیزای دیگه.نه کتابی، نه فیلمی، نه حتی اون گشت زنیهای تو اینترنت.باز خوبه تو تابستون عمل زانوی مامانم یه کار مثبت و مفیدی شد که انجام دادم.به غیر از اون همه روزام بیکاری محض بود.تکلیف خونه نه معلومه نه نامعلوم.هی میریم و بر میگردیم.دو روز با همسری رفتیم تهران برای یه همایش کاری تو هتل استقلال.چندبارم مهمون داشتم.داداشیام اینا.این بود کل ماجرای تابستون امسالم.اصلا من هر سال تابستونم به بدترین وضع میگذره.چندین ساله که روال همینجوریه.نه مسافرتی نه تفریحی،بلکه استرس و خستگی و ...

دیگه عادت کردم به تفریح نداشتن.همسری هم اونقدر سرش شلوغه که از 24 ساعت 2 ساعتشم با من نیست.خونه که میاد اونقدر خسته است که نای حرف زدن نداره.اگه اصرار من نباشه غذا نخورده میره میخوابه.از دلخوشی دارم جر میخورم.....

این بود سه ماه تابستان من.

/ 0 نظر / 30 بازدید