24

* میگم مرد م مردای قدیم.... والا..... تو جیبشون پر بود با انواع و اقسام اسکناس و سکه،زناشونم هر از چندگاهی یه ناخنکی میزدن به جیب آقاشون و آقاشونم متوجه نمیشدن بس که جیبه پر بود،مردای امروزه دوهزار تومن پول میزارن تو جیبشون با یه کارت بانکی ،حالا خانوماشون اگه میتونن بیان ناخنک بزنن،مگه اینکه سفارش بدیم برای هر خانوم یه دستگاه POS بزارن تو آشپزخونه ها تا اینجوری بتونن یه حالی بکنن با پولای ناخنکی آقاهاشون...

* یکی دیگه از ماهیای آکواریوم مرد.این سومین ماکرویی بود که مرد!نارنجی که مریض بود و میدونستم میمیره ولی این دوتا آبیا واقعا حیف شدن.آبی بزرگه که روز عوض کردن آب آکواریوم مرد و این آبی کوچکتره طفلکی دیروز پریده بیرون و از تو آکواریوم که روی اوپنه افتاده بود تو آشپزخونه.منم که مریض بودم بعد  از ظهر رفتم خوابیدم.بیدار که شدم رفتم تو آشپزخونه پیداش کردم.انداختمش تو آب شاید زنده بشه ولی حیوونکی مرد دیگه!

* دارم فکر میکنم اسم بزارم رو پستام.تو وبلاگ قبلی اسم داشتن همه پستام ولی بعضی وقتا تو پیدا کردن اسم میموندم.ولی اینجوری هم فکر کنم یه خورده بی حس و حاله.شاید از این به بعد اسم بزارم روشون.

* فکر کنم سادیسم پرشین بلاگ داره ببهبود پیدا میکنه کم کم!!!

* فردا میرم مهمونی عمه همسری.همه خانواده همسری هم هستن.فکر نکنم مراسم جالبی باشه و بهم خوش بگذره با وجود اونا و البته حس سرماخوردگی ولی باید برم دیگه...میدونین که...همسری هم شب شیفته و نیست و میدونم موقع برگشتن با مشکل مواجه میشم که مادر همسری و پدرش با لحن سرزنش باری میگن بیا شبو بمون خونه ما! که بیزارم از این کار.حالا ببینیم چی میشه...

* خرداد و دوست دارم شاید به این دلیل که ماه تولد خودمه.

* خدا سال 92 رو با همه اتفاقاش ببره و دیگه هیچ وقت نیاره.خیلی بد بود برام.

* همچنان احساس تنهایی میکنم.اگه این سریالای "جم تی وی" نبود که دق میکردم.باز خوبه که هستن .سریال "برگ ریزان" دوست دارم و پا با پای شخصیتاش گریه میکنم.

* برای عمل زانوی مامانم استرس دارم و فکرمو مشغول کرده.هنوز از دکتر براش وقت نگرفتم.فرصت نمیکنم برم وقت بگیرم.انواع و اقسام بیماریا از عید به این ور اومدن سراغم که حتی دکتر زنان هم نمیرم.تصمیم دارم بعد از امتحانام شروع کنم.این بار میخوام برم "کلینیک مادر" دیگه بیمارستان نمیرم.اونجا رو دوست ندارم.

* دارم درد دل تیتر وار میکنم باهاتون.این جور درد دلارو دوست دارم.

آخر هفته خوب و خوب و خوب داشته باشین.لبخند

/ 6 نظر / 15 بازدید
مرتضی

سلام دوست خوبم ایشالا که بلا ازتون دور باشه.از شنیدن خبر کسالتتون بی نهایت متاثر شدم.و اگر قابل باشم برای سلامتی تون دعا میکنم.ایشالا هر چه زودتر خوب بشوید. براتون روزهای قشنگی رو آرزو دارم.[لبخند][گل]

مرتضی

با عرض سلام مجدد( مثل مجری های تلویزیون[خنده]) به نظرم دوست خوبم نسبت به مهمانی دیدتون رو عوض بکنید تا بهتون خوش بگذره. دعا میکنم اونقدر بهتون خوش بگذره که همیشه ازش به عنوان یک خاطره به یادموندنی یاد بکنید.[لبخند][گل]

ساسان

سلام. امیدوارم زودتر حالتون بهبود پیدا کنه

شادي

سلام من با خوندن پاراگراف آخرتون گريه كردم. توكل به خدا... مواظب سلامتي تون باشيد

نارگیله

سلام عزیزم ، ان شاءالله هرچه زودتر خوب بشی[ماچ][گل][گل]

دکمه

اومممممممممم چه ناجور سرماجوردی... من بعدنا بدون شوهرک جایی مهمونی نمیرم... خونه کسی هم اصلا و ابدا نمی خوابم.... ایشالا زودی خوب بشی. [بغل]